منوچهر اميرى
10
فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه ) ( فارسى )
كند ( اغراض ، 610 ) . املج ثمر درخت هندى است و معروف است و مستعمل مقشر بىدانه و چون در شير بخيسانند شير آملج نامند و گويند شرط است كه تازه آن را چند روز در شير بخيسانند و بعد از آن خشك كنند و آنچه در شير پرورده نشده باشد تلخ و بسيار عفص ( تحفه ، 32 ) . املج به فتح همزه و سكون ميم و فتح لام و سكون جيم مشهور به آملج است به مد الف و كسر ميم به لغت مصر سنايزه و به فارسى آمله و بهندى انوله نامند و شير پروردهء آن را شير آملج گويند ( مخزن ) . دربارهء سير آملج يا شير آملج چنان كه ديديم تقريبا تمام مؤلفان كتب ادويهء مفرده نوشتهاند كه به معنى آمله پرورده در شير يا آمله مربا است . آملج در شرح اسماء - العقار نيامده اما در همان كتاب ذيل شير املج چنين ذكر شده است : شير املج هو الاملج المربى ( شرح اسما ، م 374 ) . پس در ميان اينهمه اقوال وجه تسميهاى كه از ترجمهء صيدنه نقل كردم مبنى بر - اينكه شير آملج به معنى شاه آملج است جالب توجه است و چون اين قسمت در متن تازى صيدنه دقيقتر و رساتر بيان شده است عينا از همان كتاب نقل مىشود : و اما شير املج فانه يجلب من جزاير البحر . . . و قال ابو جريح و الرسايلى انه املج يقع فى بلده فى اللبن لينكسر شدة قبضه . . . و قال احزون بل هو افضل اجناسه فسمى لذلك شاه املج كالشاهبلوط و الشاهلوج و الشاهروذ و امثالها و هنا الشاه و بما نقل الى الرافقيل شارغرشستان و شير باميان فشير املج هو شاه املج ( الصيدنه ، ب 29 - 30 ) . اين وجه تسميهاى كه ابو ريحان از ديگران نقل مىكند البته بنياد علمى ندارد زيرا اولا تبديل كلمهء شاه به شار يا شير بر خلاف اصول زبانشناسى و آواشناسى ( فونتيك ) است . ثانيا كلمهء شار و شير در اعلام جغرافيائى مانند شارغرشستان و شير با - ميان بايد بمعنى شهر ( شار ، شارسان ) باشد نه به معنى شير . اينكه هروى مىگويد سير آملج به زبان هندى يعنى آملج بىهسته معلوم نيست كه مرادش از زبان هندى چيست . اگر مقصود سانسكريت باشد كه در اين زبان « سير » به معنى هسته يا بىهسته نيست ( از افادات آقاى دكتر فتح إله مجتبائى ) . ديموك Dymock و لا و فر Lavfer نيز ظاهرا چيزى در تأييد قول هروى نگفتهاند . اولى كتابى نوشته است دربارهء تاريخ گياهان داروئى كه منشاء آنها هندوستان است به اين نام : A History of the Principal Drugs of Vegetable Origin met within British India و دومى يعنى لاوفر در مجموعهء معارف چين و ايران Sino - Iranica كتابى دارد باسم